شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى
40
مجمع الاحكام ( فارسى )
دليل است بر مساجد و عبادتخانهها و كوشكها و مواضعى كه صيد كنند و مرغان شكاركننده نگاه دارند و موضعهاى بلند كه ديدهبانان بر وى نشيند و صحراها و بوستانها و زمينى كه در وى زنبور انگبين باشد و سرهاى كوهى كه بر وى زراعت كنند و بر آن كشت و زراعت كه آنجا باشد ، و دليل بربط و طنبور و خز ( و ) « 1 » ابريشم و مرغان و پلنگان و خرمابنان « 2 » و درختان دراز و بادهائى است كه درخت را آبستن كند و ميوهها را بزرگ گرداند « 3 » ، و دليل تاريكى هوا است ، و از شهرها دليل روم است تا به افريقيه و صعيد مصر تا ميانگاه حبشه و انطاكيه و ترسوك « 4 » و مكه و بلخ و طخارستان « 5 » و هرات و سيستان و كابل و كشمير و چين . عقرب برجى است سرد و تر و مونث و ليلى و ثابت . دلالت دارد بر شمال مغرب « 6 » و بادهايى « 7 » كه از آن جهت آيد ، و از اعضاى آدمى بر فرج زنان و ذكر و خصيه و دبر و مثانه ، و بدخوى است و با غم و انديشه و مكر و فريفتن و ترشروى ، خشمناك و كشنده و احمق و كاهل و به خويشتن نازنده و جوانمرد و شجاع و دلير . كاسهء سرش بلند است خوبروى و گردروى است و خردچشم و در هر دو چشم اندكى زردى است ، نيك پيشانى است ، موى سينه و سرش انبوه است و درشت و ميگون و دست و پاى دراز دارد و رانها باريك و قدمها بزرگ « 8 » ، وسعت سينه فراخ و بينى پهن و شكم بزرگ ، و بر پشت علامتها دارد سرخ و سياه . اول برج تندرست و قوى است و آخر او ضعيف و بيمارناك . اعضاى سليم دارد . بسيار بيمار شود . بيشتر بيمارى او از كرى و گنگى و صلع و سرطان و كش و شيرينه « 9 » و سبوشه و گرخارش و خوره و برص و سنگ
--> ( 1 ) . و تنها در م . هست . ( 2 ) . ح . خزماتيان م . د . خرمانيان . ( 3 ) . م . كند . ( 4 ) . نك : يادداشتهاى پايان كتاب . ( 5 ) . م . لمخارستان . ( 6 ) . اين دلالت درست نيست و جنوب مغرب درست است . ( 7 ) . م . بادها . ( 8 ) . م . قدمهاى . ( 9 ) . م . و ح . شرينه ، د . شرينه .